مشاوره كودك

اکثر مردم هنگام فکر کردن به بیماری‌های روحی به بزرگسالان فکر می‌کنند. استرس غلبه بر تعهدات شغلی و خانوادگی بعلاوه صورت هزینه‌ها می‌تواند به شدت موجب پریشانی شده و گاهی اوقات هم خود را به شکل اختلالات روانی نشان می دهد.
با این حال سلامت روحی کودک گاهی اوقات نادیده گرفته می‌شود. اکثر مردم تصور می‌کنند که کودکی زمان شادی است، و از این واقعیت که کودکان اغلب با استرس و اختلالات روان‌شناختی روبرو هستند آگاهی ندارند.
از آنجا که کودکان بطور معمول متفاوت از بزرگسالان فکر می‌کنند و با روش متفاوتی به دنیا نگاه می‌کنند، روان‌شناسان و مشاوران بزرگسال معمولی ممکن است برای درمان اختلالات روانی در کودکان دچار مشکل شوند.
اما مشاوره کودک یا جوانان نوعی از مشاوره است که بر درمان کودکان مبتلا به اختلالات روانی تمرکز می‌کند.
ممکن است کودکان مشکلات روانی و عاطفی مشابه با بزرگسالان را تجربه کنند. مشکلاتی مثل افسردگی، اضطراب، اختلال استرسی پس از آسیب روانی و اندوه. هرچند ممکن است علائم این اختلالات در کودکان متفاوت باشد. برای مثال کودکی که از اختلالات روحی مثل افسردگی رنج می‌برد ممکن است بجای آرام و ساکت شدن دچار برون‌ ریزی هیجانی و مشکلات رفتاری ظاهری شود.
مشکلات روحی و روانی کودکان ممکن است دلایل زیادی داشته باشد. این دلایل ممکن است شامل مواردی مثل ملاقات با افراد جدید، طلاق، مرگ عزیزان، سوءاستفاده، فقر، مشکلات در مدرسه و مشکلات با همسن و سالان باشد. همچنین شواهدی وجود دارد مبنی ‌بر اینکه بعضی از اختلالات روحی ارثی بوده و دارای عوامل ژنتیکی هستند.
کودک درمانی و مشاوره کودک را می شود توسط کودک، یکی از والدین یا هر دو و یا توسط بیشتر از یک عضو خانواده انجام داد. این اغلب توسط مشاور یا درمان‌گری که متخصص کار با کودکان است انجام می‌شود.
مشاوره کودک می‌توانند گستره وسیعی از مسائل و مشکلات در زمینه مشاوره را پوشش دهند که عبارتند از:
• طلاق یا جدایی والدین
• مرگ یکی از عزیزان
• شاهد بودن و یا تجربه کردن یک حادثه
• زورگویی
• سوءاستفاده جنسی
• سوءاستفاده عاطفی
• سوءاستفاده فیزیکی
• جابجایی کودک یا خانواده
• مصرف مواد مخدر یا اعتیاد در خانواده
هرچند که هدف از درمان کاهش و پرداختن به مشکلات است، اما در واقع تمرکز اصلی بر روی آینده است (به این معنی که کمتر به گذشته نگاه می‌کنیم و یا کمتر گذشته را پیش می‌کشیم) و به روش غیرکلامی در بخش‌های طولانی از زمان (مثلا بازی، مسابقه، هنر و غیره) انجام می شود.
علاوه بر این جلسات درمان ممکن است بر پنج هدف از مهمترین اهداف خاص شرایط تمرکز کند:
1- ایجاد عزت‌نفس در کودک
2- کمک به بهبود مهارت‌های ارتباطی کودک
3- تحریک رشد سالم و طبیعی
4- ایجاد روابط عاطفی مناسب
نوع درمان و تکنیک‌های مناسب برای کودکان به مراحل رشد آنها هم بستگی دارد. این تکنیک ها و انواع درمان در نظریه پیشگام اریک اریکسون در هشت مرحله از رشد روان‌شناختی آمده است. این نظریه در مشاوره کودک بطور معمول شناخته و پذیرفته شده است و کمک می کند تا بتوانیم تفاوت بین مسائل عادی متناسب با سن و علائم مسئله‌ ساز را بشناسیم.

مشاوره نوجوان چیست؟

هر نوجوانی به شکل خاص خود پریشانی عاطفی را تجربه می‌کند. آنها ممکن است مشکلاتی در زمینه‌های مختلف مانند اجتماع، یادگیری، کنترل خشم، مصرف الکل و مواد مخدر، آسیب به خود، وابستگی به والدین و احساسات و باور‌های منفی درباره‌ی خودشان داشته باشند؛ این رفتارها و احساسات می‌توانند مانع از سلامت روان نوجوان شوند.

مراجعه به روانشناس بسیار موثراست، زمانی که دیگر حمایت والدین، معلمان و دوستان برای حل مشکلات کارساز نیستند. تمرکز مشاوره نوجوانان بر مشکلات عاطفی بنیادین که مانع از رشد آنها می‌شود، است. مشاوره به نوجوان کمک می‌کند تا دلایل آشفتگی‌هایش را متوجه شود و راه‌های مختلف کنار آمدن با مسائل را یاد بگیرد تا در آینده از آنها استفاده کند.

روند کلی مشاوره نوجوان چگونه است؟

مراحل سنجش و ارزیابی، بستگی به سن نوجوان دارد. در جلسات ابتدایی، تراپیست در مورد دلایل مراجعه آنها اطلاعاتی از والدین یا خود نوجوان دریافت می‌کند. معمولاً، طی جلسات بعدی فرد و مشاور مستقلا (بدون حضور والدین) یکدیگر را ملاقات می‌کنند.

مشاور از اطلاعاتی که به دست می‌آورد برای یافتن درمان مناسب استفاده می‌کند. مشاوره نوجوانان، با همکاری والدین صورت می‌گیرد و برای آنها هم جلساتی تعیین می‌شود. با افزایش سن نوجوان، مشارکت والدین هم کمتر می‌شود تا اعتماد و امنیت رابطه‌ی مراجع-مشاور حفظ شود.

نوجوان کیست؟

نوجوانی مرحله‌ی گذر از کودکی به بزرگسالی است که بین ۱۳ تا ۱۹ سال رخ می‌دهد. اما تغییرات فیزیکی و روانشناختی که در نوجوانی اتفاق می‌افتد اغلب زودتر آغاز می‌شوند؛ حدود سنین ۹ تا ۱۲ سال.

نوجوان ممکن است در این دوره همزمان هم سردرگم شود هم مسائل زیادی را کشف کند. این دوره‌ی گذار سوالات زیادی را درباره‌ی استقلال و هویت بر می‌انگیزد؛ به عنوان یک نوجوان که می‌خواهد «خود» بودن را تجربه کند، احتمالاً با انتخابات سختی درباره‌ی تحصیلات، روابط دوستی، جنسیت، هویت جنسی، مواد مخدر و الکل روبه‌رو می‌شود.

بیشتر نوجوانان تا اندازه‌ای دیدگاه خودمحورانه‌ای به زندگی دارند؛ حالتی که با افزایش سن کمتر می‌شود. آنها معمولاً فقط روی خودشان تمرکز می‌کنند و باور دارند از دوست صمیمی گرفته تا دورترین آدم زندگیشان، هم همین طور هستند.

آنها با احساساتی مثل مورد قضاوت واقع شدن و عدم امنیت دست و پنجه نرم می‌کنند. روابطشان با اعضای خانواده یک قدم عقب می‌رود و جای خود را به روابط با همسالان، علایق رمانتیک و ظاهر می‌دهد و این مسائل را بسیار مهم می‌دانند.

این دوره‌ی گذار می‌تواند به طور طبیعی باعث اضطراب نسبت به رشد فیزیکی، تحول روابطشان با دیگران و یافتن جایگاه خود در دنیایی بزرگتر شود. اضطراب خفیف و چالش‌های دیگر طبیعی‌اند، اما وضعیت‌های جدی سلامت روان هم در دوره‌ی نوجوانی نمایان می‌شوند. تشخیص به موقع یک اختلال می‌تواند به درمان کمک کند.

چگونه با نوجوانان خود صحبت کنیم؟

برای هر والدینی صحبت درباره‌ی تغییراتی که نوجوان در حال تجربه کردن است می‌تواند چالش برانگیز باشد. یک مورد مهم این است که به او کمک کنید تا مسائل پیش رویش را بهتر درک کند. برایشان توضیح دهید که قرار است چگونه بدنشان دچار تحول شود تا در این باره غافلگیر نشوند و اضطرابشان هم کمتر شود.

فراتر از موضوعات جسمانی، والدین می‌توانند مکالمه‌ای با نوجوان درباره‌ی اجتماع و تغییر سبک زندگی که در نوجوانی اتفاق می‌افتد آغاز کنند. صحبت درمورد عواقب تصمیم‌هایشان (مثل رابطه‌ی جنسی یا مصرف مواد مخدر) به آنها کمک می‌کند تا بیشتر به تصمیماتشان فکر کنند.

قدرت «گوش دادن»، هنوز هم نادیده گرفته می‌شود. اغلب پدر و مادر‌ها سعی در هدایت و حل کردن مشکلات نوجوان دارند. اما کنار گذاشتن همه‌ی این تکنیک‌ها و فقط به سادگی گوش سپردن به حرف‌هایشان می‌تواند رابطه‌تان را قویتر کند.
پرسیدن سوالات مستقیم و کنجکاوانه باعث می‌شود نوجوان حس کند مورد قضاوت واقع شده، بنابراین برای درمیان گذاشتن مسائل با شما دچار شک و تردید می‌شود و صادقانه همه‌ی حرف‌هایش را نمی‌زند. با دقت و توجه گوش کردن، نشان دهنده‌ی اشتیاق، حمایت و تایید شماست.

این عمل، همچنین احتمال اینکه نوجوان در مواقع نیاز شما را محرم اسرارش بداند، بالا می‌برد. گوش دادن فعال، صمیمت و اعتماد را نیز افزایش می‌دهد.

 

مشاوره ازدواج

ازدواجشان از هر لحاظی کامل و عالی به نظر می رسید. زوجینی که از هر لحاظی در زندگیشان موفق بودند. اما با گذشت زمان چهره زندگیشان عوض شده بود به طوری که هیچ امیدی برای بیرون امدن از بحرانی که با آن مواجه بودند، نداشتند. دعوا با همسر جزو روال عادی زندگیشان شده بود و عشق اوایل ازدواج این زوجین از زندگی مشترک شان رفته بود. باید بدانید که مشاوره ازدواج در چنین شرایطی می تواند به شما کمک کند تا بتوانید با ترس، انتظارات، خشم و رفتار های پرخاشگرایانه برخورد صحیحی داشته باشید و آن ها را مدیریت کنید. در ادامه مهمترین نکاتی که در مشاوره ازدواج می آموزید نوشته شده است :

حساسیت های همسر

هر کسی دارای یک شخصیت است و حساسیت های خاصی دارد که وقتی صحبت می کند یا کاری را انجام می دهد در حال نشان دادن آن هاست. شخصیت از دوران کودکی تا بزرگسالی هر کسی در حال شکل گیری است. بنابراین باید بدانید که واکنش هرکسی نسبت به چیز هایی که بر روی آنها حساس است غیر قابل کنترل می باشد. برای داشتن ازدواج موفق و برقراری ارتباط صحیح با همسر باید از حساسیت های او آگاه باشید تا باعث تشدید حساسیت همسرتان نگردید.

از جمله مهمترین حساسیت های افراد می توان به حساسیت به خشم، حساسیت به احترام، حساسیت به ناامیدی، حساسیت به ارزش ها، حساسیت به بی کاری، حساسیت به خانواده و … اشاره داشت. این حساسیت ها باعث می شوند تا خاطرات گذشته در فرد زنده شوند که ممکن است موجب واکنش احساسی منفی در فرد گردد. شما مسئول این حساسیت منفی نیستید ولی مطمئنن خاطرات بد سرکوب شده و احساسات همسرتان را باز می گردانید و آن ها را برایش زنده می کنید.

حساسیت های خودتان

یکی از موارد مهمی که اکثر زوجین فراموش می کنند توجه به حساسیت های خودشان است. خطرات بد سرکوب شده در ناخودآگاه که هنگام تحریک شدن برای ما یادآوری می شوند، بسیار خطرناک هستند. بنابراین باید اول از چیزهایی که شما را آشفته، ناراحت و یا عصبانی می کند آگاه باشید. ممکن است در همسرتان عادات بدی وجود داشته باشد که شما آن را دوست نداشته باشید و خاطرات بد و احساسات منفیتان را تحریک و شما را عصبانی می کند در نتیجه مانع به وجود آمدن ارتباطی صحیح بین شما و همسرتان می گردد.

نحوه برخورد با خشم

معمولا زوجین در زمان برخورد با اختلافات زناشویی دائما یکدیگر را مقصر می دانند و همدیگر را سرزنش می کنند. به طوری که همواره همسرشان را مسئول خراب شدن رابطه و نابودی ازدواجشان می دانند. باید بدانید که سرزش یک نوع عذر و بهانه خود خواهانه است که سبب می شود تا یک نفر به قیمت ناراحتی و نارضایی دیگری احساس بهتری داشته باشد. باید بپذریم که هیچ کس کامل نیست.

باید به جای عیب جویی از نقص ها و کمبود های همسرتان، سعی کنید به طور محبت آمیز برخورد کنید در مورد مسائلی که شما را نارحت و عصبانی می کند. به آرامی و با ملایمت رفتار کنید. برنده یا بازنده بودن در زمان برقراری با همسرتان به هیچ عنوان معیاری صحیحی برای داشتن یک ازدواج موفق نیست. بلکه باید این نکته را درک کنید که نمی توان با سرزش یک ارتباط موثر برقرار کرد.

مسئولیت پذیری

وقتی به جای انتظار برای تغییر همسرتان، تصمیم به بهبود رفتار خودتان بگیرید. احساس مسئولیت کنید و تغییرات مثبتی در زندگی مشترکان ایجاد کنید. به مرور زمان متوجه می شوید که دیگر بسیاری از مشکلات گذشته را ندارید و احساس ناامیدی و درماندگی نمی کنید.

پویایی و مسئولیت پذیری به شما کمک می کنید که به جای تمرکز بر روی نقص ها و کمبود ها و انتظار کشیدن، زندگی مشترک خود را بهبود بخشید. علاوه بر این باید توجه داشته باشید که وقتی زن یا شوهر تغییر کنند؛ کل خانواده به سمت تغییر پیش خواهد رفت.

داشتن دیدگاه مثبت

در نهایت باید بدانید که مهم نیست که چقدر از شما انتقاد می شود یا اینکه همسرتان چقدر شما را مسئول خراب شدن رابطه ای که با او دارید می داند. شما همواره دیدگاه مثبت و انرژی خود را حفظ کنید. اگر شما در صدد تلافی کارها، واکنش های همسرتان رفتار کنید. اذیت خواهید شد و احساس درماندگی به شما دست می دهد.

هدف از مشاوره قبل از ازدواج چیست؟

مشاوره قبل از ازدواج دارای 3 هدف اساسی است:

1- بررسی آمادگی نامزدها برای ازدواج

2-ارزیابی هم کف بودن و یا هماهنگی و همسانی نامزدها

3- ارزیابی مهارت های زندگی مشترک نامزدها

وقتی دو نفر تصمیم به ازدواج با یکدیگر می گیرند مقدمات ازدواج خود را فراهم می کنند، اما اگر به بررسی دقیق تر بپردازیم متوجه می شویم آنها مقدمات عروسی خود را فراهم می کنند و در واقع برای عروسی آماده می شوند تا برای ازدواج. خرید و یا اجاره لباس عروسی، خرید طلا و جواهرات، اجاره سالن و تهیه سفارش غذا، تهیه لیست میهمانان، چاپ کارت عروسی و درنهایت مراسم عروسی. تمام آمادگی های چند ماهه در یک شب به اتمام می رسد. ظاهراً همه چیز پسندیده است.

اما آیا به این هم فکر می کنیم اگر این زوج جوان با یکدیگر در موضوعاتی مانند: تصمیم گیری در مسائل زندگی مشترک، برنامه ریزی مالی، اوقات فراغت، برقراری ارتباط، اعتقادات مذهبی، فعالیت های لذت بخش، صمیمیت و دلبستگی، مسئولیت پذیری، ایجاد تغییر در یکدیگر، قضاوت منصفانه بر مبنای جنبه های مثبت و منفی و … با دشواری مواجه شدند با کدام وسیله در سبد جهیزیه و با کدام قسمت از ماشین و خانه خواهند توانست این مشکلات را حل کنند؟ اگر فریاد آنان در حل مسائل زندگی مشترک بلند شد و به گوش همسایه و دیگران رسید، آیا باز هم همه چیز آبرومندانه خواهد بود؟ هدف اصلی مشاوره پیش از ازدواج، کمک به افراد برای انتخاب زوج مناسب است، این مرحله مهمترین مرحله‌ مشاوره ازدواج است زیرا جنبه‌ پیشگیری دارد و در صورت هدایت صحیح، موجب تأمین بهداشت روانی خانواده می‌شود.

اهمیت مشاوره پیش از ازدواج زمانی مشخص می‌شود که به این نکته توجه داشته باشیم که انسان ها از یکدیگر شناخت کافی ندارند، بنابراین به منظور دستیابی به این شناخت برای ازدواج به کمک مشاوره نیاز دارید.

نحوه انجام مشاوره قبل از ازدواج چگونه است؟

مشاوره قبل ازدواج

در مشاوره پیش از ازدواج، مشاور جلساتی به‌ صورت انفرادی و زوجی (زوج درمانی)، مشاوره می‌دهد. گاهی اوقات بعضی از مشاوران آزمون های معتبری را به صورت کتبی از طرفین می‌گیرند که احتمال موفقیت‌آمیز بودن ازدواج را بررسی می‌کند، البته احتمال به‌ معنی قطعیت نیست. این آزمون های شناختی به‌ منظور شناخت زیر ساخت های شخصیتی طرفین به کار می‌رود. به‌ عنوان مثال، در نظر بگیرید از طریق این آزمون ها، یکی از زوج ها درون‌گرا شناسایی شود، که تمایل به کناره‌گیری، سکوت، تنهایی و خلوت دارد، در مقابل زوج دیگر برون‌گرا است به طوری که حضور در جمع، خرید کردن و مهمانی رفتن را ترجیح می‌دهد. مسلماً این دو نفر در ارتباط با هم به مشکلاتی برخورد خواهند خورد، چرا که خصوصیات زیرساختی شخصیتشان با هم متفاوت است، به این معنی که یک نفر همیشه باید گذشت کند و خواسته‌های خود را نادیده بگیرد.

متخصص در مشاوره پیش از ازدواج توانایی سنجش و شناخت تفاوت های زیر‌ بنای شخصیت را دارد و نظر زوجین را نسبت به این تفاوت ها جلب می‌کند، موارد دیگری که در جلسات مشاوره پیش از ازدواج بررسی می‌شود، آرزوها، تمایلات، توقعات، خط قرمزها و رمز و رازهای طرفین است، مشاوره قبل از ازدواج به طور کلی مشاوره برای انتخاب مورد مناسب برای یک عمر زندگی است. در مشاوره قبل از ازدواج، مشاور هیچ وقت به طرفین نمی گوید که این کار را بکنید یا نکنید بلکه وظیفه مشاور آگاه کردن است. او می‌گوید که نتیجه چنین ازدواجی چه خواهد بود تا شما خودتان دست به انتخاب بزنید، مشاور تلاش می‌کند دیدگاه‌ها و اهداف زوجین را در زندگی مورد بررسی قرار دهد و طرف مقابل را با این دیدگاه‌ها و اهداف آشنا کند.

در مشاوره قبل از ازدواج چه بگویید؟

اول از همه باید فکر ‌کنید چه چیزهایی را می‌توانید و باید با مشاور در میان بگذارید؟ آیا باید تمام جزئیات مسائل خانوادگی‌تان را به مشاور بگویید یا فقط باید مسائلی را مطرح کنید که باید روی آن‌ها کار بشود؟ اگر مسأله خیلی حساس است، آیا باید تمام آن را تعریف کنید یا باید شمایی کلی از مسأله را مطرح کنید؟ اگر همسرتان در جلسه حاضر است و تعریف کردن موضوع خاصی باعث شرمندگی او می شود، او را دچار خشم می کند یا در او احساس گناه را بیدار می کند، بهتر است بعضی چیزها مخفی بماند، مگر اینکه موضوع اصلی مراجعه شما به مشاور همان باشد.

نظرات منصفانه ای درباره نقاط قوت و ضعف همسرتان و همچنین درباره خودتان ارائه بدهید. آماده باشید به جای اینکه تمام مدت از همسرتان ایراد بگیرید و از او انتقاد کنید، درباره خودتان صحبت کنید. بگویید: «احساس خشم کردم وقتی که…» یا «احساس غم کردم وقتی که…” روی مشکلات اصلی متمرکز شوید. ممکن است در زندگی زناشویی تان با چند مسأله دست و پنجه نرم کنید، بدترین و بزرگترین مشکل را درنظر بگیرید و به کمک مشاور، نخستین مرحله را برای آن طراحی کنید. جزئیات را مستند کنید. تاریخ ها، ساعت ها و محل های وقایع مهمی را که به یاد دارید، در اختیار مشاورتان قرار دهید تا چشم انداز دقیقی از موقعیت موجود داشته باشد. با توجه به آنچه گفته شد، اگر بخواهید برای مشاوره ازدواج مراجعه کنید، فکر می کنید چه مسائلی برایتان اولویت داشته باشد؟

بهترین زمان برای مشاوره قبل از ازدواج

زمان انجام مشاوره ازدواج دارای اهمیت بسیاری است همانگونه که شرح داده شد. هدف از انجام مشاوره قبل از ازدواج رسیدن به یک مدل برای برقراری ارتباط بین زوجین است و برای آنکه این امر با موفقیت توام گردد، می بایست در زمان مناسبی این کار صورت پذیرد. بلافاصله پس از آشنایی و یا شروع صحبت موقعیت مناسبی برای اینکار نیست.

همچنین گذشت زمان زیاد از آشنایی به دلیل اینکه رابطه عاطفی شکل گرفته از سودمندی جلسات مشاوره ازدواج خواهد کاست. معمولا بهترین زمان انجام مشاوره در صورت خواستگاری بعد از هشت الی ده ساعت گفتگو و در صورت آشنایی پس از دو یا سه ملاقات است. با این در هر مرحله از آشنایی که هستید برای ازدواج که یکی از اصلی ترین تصمیمات زندگی می باشد.

مشاوره طلاق و آسیب های روانی بعد از جدایی

زندگی بعد از طلاق برای بسیاری از افراد نا ممکن به نظر می‌رسد. بعد از طلاق و جدایی از همسر تازه همه چیز شروع می‌شود. از روز طلاق به بعد احساسات جدید منفی یا مثبتی را تجربه خواهید کرد. این احساسات آنقدر دارای نوسان هستند که گاهی اوقات از متضاد بودن این احساسات، سردرگم و مبهوت می‌شوید. حتی اگر جدایی و طلاق حقوقی را به سادگی انجام داده‌باشید، گذر کردن و پذیرش این تغییر چالش‌هایی را برای شما به وجود می‌آورد. در ادامه بهترین روش‌ها برای کاهش آسیب‌های طلاق را شرح داده‌ایم. پیشنهاد می‌کنیم در این زمینه مقاله آسیب های طلاق را مطالعه کنید.

تماس با مشاور

هجده گامی که در زندگی بعد از طلاق تجربه می‌شود

بر اساس تحقیقات انجام شده برای بازگشت به زندگی بعد از طلاق باید از هجده گام بگذرید تا بتوانید همان آدم اول قبل از ادواج و حتی بهتر از آن شوید. در ادامه هجده گامی که برای افرادی که طلاق گرفته‌اند اتفاق می افتد، آمده‌است:

1- حس انکار و عدم پذیرش واقعیت

ابتدا حس می‌کنید که یک کابوس می‌بینید که هر لحظه ممکن است تمام شود و هر لحظه منتظر از خواب پریدن و تمام شدن این کابوس هستید. واقعیت را نمی‌پذیرید و باورتان نمی‌شود که این تغییر در زندگیتان اتفاق افتاده است.

2- ترس از زندگی پیش رو

بعد از اینکه پذیرفتید که واقعا جدا شده‌اید، ترس از زندگی پیش رو شروع می‌شود. ترس‌هایی مانند اینکه نکند نتوانم به تنهایی از عهده زندگی جدید و مسائلش بر بیاییم. اگر خانم باشید ممکن است این ترس برایتان به وجود بیاید که چگونه بعد از طلاق مخارج خود را تأمین کنید و یا چگونه مشکلات مالی را مدیریت کنید. همچنین در صورتی که فرزند داشته‌باشید این نگرانی وجود دارد که چگونه می‌توانید به تنهایی به تربیت او بپردازید.

3- فرار از واقعیت

بعد از شروع شدن ترس‌ها و قبول واقعیت، دست به هر کاری برای فرار از واقعیت می‌زنید. کارهایی مانند اعتیاد به مواد مخدر، روابط جنسی متعدد و پر خطر، کار‌های هیجانی و … ممکن است بروز پیدا کند. که این کارها معمولا در کوتاه مدت نتیجه بخش ولی در بلند مدت نتایج خوبی را به همراه نخواهد داشت.

4- احساس تنهایی در زندگی بعد از طلاق

بعد از اینکه راه حل‌هایتان برای زندگی مستقل نتیجه نداد، احساس تنهایی می‌کنید. حس می‌کنید دنیا به آخر رسیده و احساس می‌کنید که کسی نیست شما را آن گونه که انتظار دارید درک کند. در این زمینه مطالعه مقاله درمان تنهایی می‌تواند اطلاعات مفیدی را در اختیارتان قرار دهد.

5- به دنبال روابط قدیمی و دوستی‌های گذشته

معمولا برای رفع تنهایی به دنبال راهی می‌گردید تا آن را به شیوه‌ای که به نظر خودتان درست می‌آید، پر کنید. گاهی با پیدا کردن و مصاحبت با دوستان قدیمی این اتفاق رقم می‌خورد. گاهی نیز ممکن است به دنبال معشوقه قدیمی‌تان که پیش از ازدواج با او در ارتباط بودید، بروید و او را جستجو کنید. ملاقات با دوستان مشترک بین شما و همسر سابقتان می‌تواند مشکل آفرین باشد.

6- احساس گناه در زندگی بعد از طلاق

هنگامی که جدا شدید معمولا این حس به شما دست می‌دهد که نمی‌توانید با حس‌های منفی و احساس گناه مقابله کنید. این که تمام اتفاقات منفی ناشی از طلاق را به خود نسبت می‌دهید و حالتان بد‌تر و بدتر می‌شود. در حالی که طلاق مانند تمام اتفاقات دیگر می‌تواند صرفا یک اتفاق باقی بماند و تأثیرات مخربی بر زندگی نداشته‌باشد. هر چند که این کار نیازمند تلاش و صبر بسیار است. برای کسب اطلاعات بیشتر در زمینه احساس گناه کلیک کنید.

7- اندوه پس از جدایی

به دلایل مختلف در این مرحله تمام غم‌ها و اندوه‌های ناشی از طلاق به شما هجوم می‌آورند. اینجا احساس می‌کنید که انگار یک چیز ارزشمند و بسیار عزیزی را از دست داده‌اید. این را باید بپذیرید که همیشه پس از یک از دست دادن، داشتن احساس غم طبیعی است.

8- زندگی بعد از طلاق | خشم ناشی از جدایی

بعد از احساس غم احساس بعدی که فرصت بروز می‌یابد، خشم است. خشم بابت گرفتن حق زندگی شاد و سرشار از آرامش که معمولا محکوم اصلی در نبود آن، همسر سابقتان است. واقعیت این است، زمانی که طلاق صورت می‌گیرد، افراد خشم‌هایی در خود احساس می‌کنند که در درون خود انباشته شده و هیچ وقت فرصت بروز نیافته‌اند.

در واقع افراد هر چقدر هم زمان جدایی فرد جسوری باشند معمولا خشمی در درون خود احساس می‌کنند. این خشم می‌تواند از ناگفته‌ها، ناحقی‌ها، توهین‌ها و… نشأت بگیرد. ممکن است احساس کنید که اگر این خشم به شیوه‌ای مناسب و درست تخلیه نشود بعدا، باعث انباشتن خشم، سرکوب شدن و انفجار بی موقع خشم می‌شود. در نتیجه می‌بایست سعی کنید خشم‌های خود در هنگام طلاق به شیوه درست هدایت کنید.

9- رها کردن

حال زمان رها کردن رسیده‌است. اینجا از نظر فیزیکی جدا شده‌اید اما هنوز از نظر ذهنی برای رهایی نیاز به زمان و درمان مناسب دارید. در صورتی که درمانی برای آسیب‌های روحی روانی در این مرحله صورت نگیرد، با مشکلات بیشتری در آینده مواجه خواهید شد.

10- خود ارزشمندی و افزایش اعتماد به نفس

این گام، گام حس‌های مثبت است که در ادامه‌ی این راه به آن می‌رسید. اینکه با ارزش هستید و لایق بهترین زندگی‌ها می‌باشید.

11- انتقال

در اینجا می‌خواهید آثار زندگی قبلی را از زندگی خود پاک کنید. به این دوره، دوره انتقال می‌گویند. یعنی انتقالی که با طغیان و تحول همراه است.

12- صداقت در زندگی بعد از طلاق

در این گام است که دیگر نمی‌خواهید بر روی چهره خود نقاب بزنید. نه نقاب قهرمان بودن و نه نقاب قربانی بودن. دیگر به خود نمی‌گویید که «طلاق و جدایی از همسر بر روی من هیچ تأثیری ندارد» و یا سعی نمی‌کنید باور هیولا بودن همسر سابقتان را در ذهن خود پرورش دهید.

13- عشق (تمایل به دوست داشتن و دوست داشته شدن)

در اینجاست که کم کم خود را لایق دوست داشتن و دوست داشته شدن می‌دانید و باور می‌کنید آدمی هستید که ممکن است در نظر دیگران دوست داشتنی هم به نظر برسید.

14- اعتماد

حال زمان آن فرا رسیده‌است که به جنس مخالف اعتماد کنید. توجه داشته باشید که برای هر شخصی می‌تواند این مورد به دلیل عمیق بودن آسیب‌های عاطفی که خورده و زخم‌هایی که تحمل شده‌است، متفاوت باشد.

15- تمایلات جنسی

میل جنسی یک ویژگی خدادادی است که بعد از طلاق قاعدتا با آن مواجه می‌شوید و ممکن است با این مسئله دچار چالش‌های ذهنی متعددی شوید. با حل کردن این چالش‌ها می‌توانید به تعادل کافی برسید.

16- استقلال

در این مرحله علاوه بر استقلال مالی و فیزیکی می‌توانید از نظرذهنی نیز به یک استقلال نسبی دست پیدا کنید. یعنی خود را به عنوان یک شخصی جدا و مستقل در جامعه و دارای حقوق طبیعی انسانی بپذیرید.

17- هدف‌مندی در زندگی بعد از طلاق

زمانی که از نظر ذهنی مستقل شدید، می‌توانید به صورت هدف‌مند عمل کنید و هدف‌هایی را برای خود ترسیم کنید که اغلب در گذشته موفق به انجام آن‌ها نشده‌اید و حال که احساس مستقل بودن می‌کنید، آن را به سر انجام برسانید.

18- آزادی

در این مرحله که مرحله آخر است خود را از بند تمام چیزهایی که پیرامون طلاق بوده رها می‌کنید و درست مانند پرنده‌ای که می‌خواهد در آسمان پرواز کند، رها و آزاد می‌شوید. اینکه همه می‌توانند از تمام این مراحل به راحتی عبور کنند یا نه، کاملا به تفاوت‌های شخصیتی بر می‌گردد. همیشه نمی‌توان گفت که این مراحل را به انتها خواهید رساند.

بلکه ممکن است در هر کدام از این مراحل مانند انکار، رفتن در لاک تنهایی یا عدم ارتباط درست با جنس مخالف با مشکل مواجه شوید. به واسطه‌ی توانایی‌ها و تفاوت‌های فردی می‌توان این مراحل را طی کرد. در یک فرد ممکن است یک سال و در شخص دیگر چهار سال طول بکشد. اما هر تغییری نیازمند صبر است. دریافت مشاوره روانشناسی و مشاوره طلاق گذر کردن از هر کدام از این گام‌ها را برای شما سریع‌تر و آسان‌تر می‌کند.

زندگی بعد از طلاق | مواجهه با آسیب‌ها

در هر کدام از این مراحل چالش‌ها و آسیب‌هایی برای افراد به وجود می‌آید که نحوه واکنش به آن‌ها در زنان و مردان متفاوت است. همچنین آسیب‌ها برای مردان، زنان و کودکان متفاوت است. تثبیت در هر یک از مراحل بالا می‌تواند منجر به بروز مشکل و بحران در زندگی شود. می‌توانید مقاله زنان بعد از طلاق را مطالعه کنید.

همچنین واکنش‌های افراد بعد از طلاق در بروز و یا تشدید آسیب‌ها نقش دارد. مردان بعد از طلاق معمولا گرایش دارند ناراحتی‌های خود را سرکوب کنند و به سمت دوستان خود و وقت گذراندن با آن‌ها گرایش دارند. احتمال بروز رفتارهای پر خطر در مردان بیشتر است. برای اطلاع بیشتر در زمینه واکنش مردان بعد از جدایی کلیک کنید.

بازگشت به زندگی بعد از طلاق

در ادامه اقداماتی که به شما برای بازگشت به زندگی بعد از طلاق کمک می‌کند آورده شده‌است:

1- پرداختن به سلامتی روحی و جسمی تا حد امکان

2- بازسازی منزل و تغییر دکوراسیون منزل در حدی که بتوانید از پس آن بر آیید و در روحیه شما نیز تاثیر مثبت داشته باشد.

3- مدیریت مالی و سر و سامان دادن به زندگیتان از لحاظ مالی

(اگر که خانم هستید تلاش کنید از نظر مالی استقلال پیدا کنید. و شغل مناسب و در خور توجه برای خدو پیدا کنید و اگر آقا هستید که سعی در مدیریت بهتر مخارج داشته باشید. به هیچ عنوان خرج و مخارج خود را وابسته به مسائل هیجانی نکنید.)

4- سعی کنید هدف‌های بلند مدت و کوتاه مدت را برای خود تعریف کنید.

5- معاشرت را با اطرافیان قطع نکنید. سعی کنید با خانواده و بستگانتان که البته بی حاشیه‌تر و امن‌تر هستند رفت و آمد داشته باشید.

6- در کل به خودتان فرصت ایجاد تغییر بدهید‌. هیچ تغییری ناگهانی و به یک باره اتفاق نمی افتد.

مشاوره طلاق و بازگشت به زندگی بعد از طلاق

در بسیاری از جلسات مشاوره طلاق با افرادی مواجه هستیم که بعد از طلاق توانایی بازگشت به زندگی عادی خود را از دست می‌دهند. این افراد به دلیل زخم‌ها و آسیب‌های روحی که در رابطه قبلی خود متحمل شده‌اند، باور دارند که دیگر آن آدم سابق قبل از ازدواج نیستند. به همین دلیل خود را لایق داشتن یک زندگی ایده آل نمی‌دانند.

مشاوره روانشناسی و مشاوره طلاق به این افراد کمک می‌کند تا بتوانند درد‌ها و رنج‌های ناشی از رابطه قبلی را پشت سر بگذارند و به زندگی خود بازگردند.

 

مشاوره فردی چيست؟

با توجه به به تعارض داشتن نیاز ها و تمایلات ما با واقعیات محیط و روابط ، فشار روانی در زندگی انسان ، امر اجتناب ناپذیری می باشد و از این رو فرد در زندگی خود با چالش هایی رو به رو خواهد شد و برای حل کردن آن ها باید تصمیم صحیحی بگیرد . مشاوره فردی در چنین مواقعی بهترین انتخاب خواهد بود زیرا که در مواردی نظیر تصمیم گیری های مهم ، مشکلات روحی و روانی ، مدیریت بحران ، افزایش اعتماد به نفس ، رفع اختلالات شخصیتی، روابط بین فردی ، افسردگی ، اضطراب ، عصبانیت و … مناسب خواهد بود . به عبارتی مشاوره فردی در جهت دریافت پشتیبانی و رشد در زمان های چالش بر انگیز می باشد و همچنین در جهت حل مشکلات رابطه ای با همسر ، خواهر ، برادر و دیگران ، مشکلات مربوط به بد رفتاری و غفلت و یا حالات دیگر نظیر داغ دیدگی ، مشکلات تحصیلی ، مشکلات دینی و معنوی نیز موثر واقع شود .

مزایای مشاوره فردی چیست ؟

مشاوره فردی خوب به دلایلی از قبیل افزایش خود آگاهی فرد ، تشویق به خود آگاهی ، تقویت مهارت های ارتباطی و بهبود استفاده از مهارت های مقابله سالم مفید است . این مزایا منجر به تغییر رفتار فرد خواهد شد .

ذهن آگاهی در جربان بهترین مشاوره فردی اجرا می شود به این صورت که به فرد توانایی حضورش در اینجا و اکنون کمک می شود به عبارتی مشاور روانشناس فردی ، افراد را ترغیب می کند تا نسبت به افکار و احساسات خود در زمان حال آگاهی داشته باشند . علاوه بر این مشاوره و روانشناسی فردی به افراد کمک می کند تا در مورد تاثیر رفتار فرد بر نتیجه مطلوب بینش داشته باشند و بر اساس آن روانشناسانی که از درمان شناختی رفتاری استفاده می کنند همان طور که در ابتدا هم اشاره شد ، به عدم تطابق بین آن چه فرد فکر می کند اتفاق می افتد و واقعا چه اتفاقی می افتد ، تاکید می کنند . شناسایی باور ها و ارزش های خود و شناسایی مواردی که زندگی فرد را می تواند معنی دار کند از مواردی هستند که در جلسات مشاوره خصوصی به آن ها پرداخته می شود . بسیاری از افراد به دنبال مشاوره در مورد موضوعات مربوط به روابط و مهارت های اجتماعی هستند و به دنبال یادگیری برقراری مرزها بر اساس بینش درباره نیاز ها و ترجیحات خود می باشند . علاوه بر آن مشاوره فردی می تواند در راستای بهبود مهارت های ارتباطی افراد یعنی مواردی نظیر هوش هیجانی ، همدلی ، گوش دادن فعال ، اعتماد به نفس و احترام ، کمک می کند به طور کلی مشاوره فردی حرفه ای در جهت ایجاد ارتباطات سالم سودمند است و به عبارتی می توان گفت که مشاوره شخصی به رشد فرد کمک بزرگی می کند .

مشاوره با استفاده از آموزش خود آگاهی به افراد کمک می کند تا بیاموزند که افکار افراد ، روحیات را تحت تاثیر قرار می دهد نه حوادث بیرونی و همچنین انواع مختلف افکار منفی هستند که موجب احساسات منفی به خصوصی می شوند و این افکار منفی افسردگی ، خشم ، گناه ، یاس و نا امیدی که به ظاهر درست و بی کم و کاست به نظر می رسند ، اغلب مخدوش و غیر واقع بینانه هستند . مشاور فردی به افراد کمک می کند تا از ارتباط بین افکار و احساسات اطلاع یابند و بتوانند از روحیه بد رهایی یابند .

آیا باید احساس خود را تغییر دهیم ؟

برای این که احساس بهتری داشته باشیم باید این درک را داشته باشیم که به جای حوادث بیرونی ، افکار و طرز تلقی های ما هستند که احساسات ما را به وجود می آورند و می توان بر اساس آن اندیشه ، احساس و رفتار خود را تغییر داد .

داشتن افکار و احساسات واقع بینانه ای :

احساسات منفی ناشی از ارزیابی واقع بینانه شرایط هستند . اغلب بهترین کار این است که این احساسات را به سازنده ترین شکل خود ابراز کرد و با مسائل برخورد سازنده داشت و برای رفع کردن آن ها تلاش کرد اما گاهی اوقات این افکار غیر واقع بینانه و خطای شناختی هستند که در این صورت باید نگرش و تفکر خود را نسبت به مسائل باید تغییر داد .

ناراحت شدن به خاطر مسئله و واکنش نسبت به آن :

در مواقعی می توان یک احساس را جایگزین احساس دیگر کرد . ممکن است از کسی عصبانی باشیم و آن را انکار کنیم و یا به جای این که ناراحتی را قبول کنیم آن را در خود سرکوب کنیم و در نتیجه نگران باقی می مانیم . نگرانی ها صرفا تغییر شکل دادن مسئله ای است که ترجیح می دهیم از آن هل اجتناب کنیم .

داشتن انتظارات واقع بینانه از جهان :

نا امیدی به دلیل فاصله افتادن میان توقعاتمان و واقعیت ها می باشد و احساس نا امیدی به این دلیل است که انتظارات صورت واقع به خود نگرفته و به عبارت واضح تر انتظارات غیر واقع بینانه بوده اند رهایی از این توقعات کار ساده ای نیست زیرا همه ما در قید و بند اسارت باید ها هستیم .

داشتن انتظارات واقع بینانه از خود :

ممکن است که پیوسته در ذهن خود افکار باید ها و شاید ها را داشته باشیم و با این افکار بر خود لطمه وارد کنیم به عبارتی ممکن است که با پذیرفتن اشکالات ، نواقص و محدودیت های خود با دشواری رو به رو باشیم و حتی ممکن است خود را سرزنش کرده و در نهایت افسردگی و احساس گناه در ما ایجاد شود .

عزت نفس :

عزت نفس کم می تواند منجر به خشم ، اضطراب ، احساس گناه و حتی افسردگی شود . زمانی که به خود احساس خوب داشته باشیم و کسی با ما بدرفتاری کند ، در این صورت ابراز احساسات از سوی ما نشانه احترامی است که برای خودمان قائل هستیم . به خاطر وجود احساس حقارت ، گرفتن حالت تدافعی ، احساس رنجش و نا امیدی وجود خواهد داشت عزت نفس اصیل ناشی از فروتنی و قبول کمبود ها و نواقص خود می باشد و تنها در این صورت است که می توان مسئولیت اعمال خود را به عهده گرفت .

برای تغییر دادن احساسات خود و داشتن زندگی شادتر و غلبه بر مشکلات خود یادگیری برخی از مهارت ها لازم می باشد هر یک از مواردی که مطرح شد در زندگی هر فردی و در دوره های مختلف می تواند وجود داشته باشد مشاوره فردی می تواند راه حلی بسیار موثر برای غلبه بر مشکلات و جایگزین کردن شیوه های صحیح و یادگیری این مهارت ها را به دنبال داشنه باشد .

 

 روانکاوی چیست؟

در این نوع درمان تمرکز بر این است که ضمیر ناخودآگاه فرد را تحت تاثیر قرار می دهد و تغییراتی در افکار، اندیشه و همچنین رفتار فرد ایجاد خواهد شد.
به گفته فروید: ضمیر ناخودآگاه سرچشمه خواسته ها، افکار و خاطرات فرد می باشد.
وی معتقد بود علت بیماری های روانشناختی به ضمیر ناخودآگاه فرد بازمی گردد و همین امر موجب شد تا وی این دانش را بنیان نهد.
این نوع درمان ابتدا به دنبال شناخت تجربیات فرد در دوران کودکی می باشد.
با شناخت این تجربیات و وقایع، او درخواهد یافت که شخصیت بیمار چگونه شکل گرفته است.
حال با بدست آمدن شناخت کافی زمان درمان فرد فرا می رسد.
% – روانکاوی چیست و چگونه به درمان افراد می پردازد؟
تاریخچه روانکاوی
روانکاوی با آغاز کار زیگموند فروید، روانکاو معروف، که در اواخر دهه ۱۸۰۰ شروع به توسعه تکنیک های درمانی خود کرد، شروع به رشد نمود.
در سال ۱۸۸۵، فروید مطالعه و کار را با ژان مارتین شارکوت در Salpetriereدر پاریس شروع کرد.
Charcot از هیپنوتیزم برای درمان زنان مبتلا به آنچه که پس از آن به عنوان هیستری شناخته شد استفاده کرد.
علائم بیماری عبارت بودند از فلج جزئی، توهم و نگرانی.
فروید به بررسی هیپنوتیزم در درمان ادامه داد اما کار و دوستی وی با همکارش Josef Breuer منجر به توسعه معروف ترین روش درمانی تاریخ شد!
اولین بیمار ژوزف زنی به نام Anna O بود!
ژوزف درمان آنا را آغاز کرد، وی با بررسی تجربیات تهاجمی آنا و حرف زدن با او در این باره درمان وی را آغاز کرد.
فروید اما هرگز از حرکت باز نایستاد و همچنان با کمک Breuer شروع به چاپ کتاب کرد.
این کتاب با نام “مطالعات هیستیری” چاپ شد.
با دست یافتن به نتایج مثبت و درمان بیماران این علم طرفداران بیشتری یافت و کم کم به شکل امروزی خود درآمد.
روانکاوی و درمان بیماری های روانشناختی
در این نوع روش درمانی، پزشک معالج وقت خود را صرف شنیدن و گوش دادن به بیمار می کند.
این نوع روش درمان اساسا بر پایه حرف زدن می باشد.
شاید شما هم این حس را تجربه کرده باشید که با حرف زدن با دیگران کمی سبک شده و یا بار سنگینی از روی دوشتان برداشته شود.
% – روانکاوی چیست و چگونه به درمان افراد می پردازد؟
روانکاوان معتقدند که حوادث دوران کودکی همچون احساسات، افکار و انگیزه های ناخودآگاه نقش مهمی را در ایجاد بیماری های روانشناختی و رفتارهای ناسازگار ایفا می کنند.
تکنیک های مورد استفاده در روانکاوی
در این روش درمان ممکن از تکنیک های مختلف همچون تداعی آزاد، بحث آزاد درباره احساسات و… استفاده شود.
همچنین ممکن تعبیر خواب نیز یکی از روش های درمانی به کار گرفته باشد.
% – روانکاوی چیست و چگونه به درمان افراد می پردازد؟
فرآیند درمان
افرادی که تحت درمان روانکاوی قرار می گیرند اغلب حداقل یک بار در هفته با پزشک خود ملاقات می کنند.
طول درمان ممکن است چند هفته، ماه یا حتی بیش از یک سال به درازا بکشد.
درمان جدی و متمرکز
در برخی بیماری ها ممکن است اختلال جدی تر از سایر موارد باشد!
از این رو درمان می تواند شدید تر پیگیری شود و حتی حرف زدن به صحبت درباره مسائل خصوصی نیز کشیده شود.
البته شاید این نوع بحث فرد تحت درمان را دچار اضطراب کند.
اما می تواند راهی مناسب برای ایجاد شناخت بیشتر توسط پزشک و درمان وی باشد.
مزایای روانکاوی
هر نوع درمانی می تواند مزایا و معایبی را شامل شود که روانکاوی نیز از این قائده مستثنی نیست!
مکانی امن برای بیان احساسات
با قرار گرفتن تحت نظر یک درمانگر قادر خواهید بود تا احساسات و عواطف خود را در یک محیط امن با پزشک و یا حتی تیم درمانی خود به اشتراک بگذارید و احساس لذت بخش سبک شدن را تجربه کنید.
همچنین بر اساس نتایج تحقیقات نشان داده شده که این نوع رفتار می تواند منجر به رشد عاطفی فرد نیز بشود.
عوامل بازدارنده از پرداختن به این نوع درمان
از جمله مهم ترین عوامل بازدارنده می توان به برخی انتقادات اشاره کرد: این نوع درمان بسیار زمان گیر، گران و عموما بی اثر است!
از جمله مهم ترین منتقدان روانکاوی می توان به نوام چامسکی و کارل پوپر اشاره کرد.
به گفته این افراد روانکاوی فاقد مبانی علمی است!
سوء تفاهمات این نوع درمان اغلب به برخی از کاربردهای روانکاوی قدیمی تر، که بیشتر به روش های درمان کلاسیک فروید مربوط می شود بازمی گردد.
مهم ترین بیماری هایی که در درمان آنها از روانکاوی استفاده می شود
اختلال وسواس فکری
افسردگی
اختلالات روانشناختی
فوبیا
اضطراب
مشکلات هویت
ضربه روانشناختی
رفتار خود مخرب
مسائل مربوط به رابطه و مسائل ارتباطی
مشکلات جنسی
افرادی که احتمالا از این نوع درمان استفاده می کنند، اغلب افرادی هستند که برای مدت زمان طولانی این علائم را تجربه کرده اند.
بررسی میزان تاثیر این نوع درمان
با وجود نفی این روش درمانی تحقیقات نشان می دهد روانکاوی می تواند بسیار موثر واقع شود.
% – روانکاوی چیست و چگونه به درمان افراد می پردازد؟
روانکاوی و کاهش علائم بیماری
در یک بررسی برای سنجش اثربخشی درمان های روانکاوی طولانی مدت، میزان موفقیت متوسط تا شدید برای کاهش نشانه های مختلف بیماری های روانشناختی را می توان یافت.
بهبودی و یا حتی واکسینه شدن در برابر بیماری های روانشناختی
بر اساس نتایج و تحقیقات انجام شده می توان گفت افرادی که تحت این نوع درمان قرار می گیرند در ادامه زندگی نیز می توانند آموزش های دریافت شده را بکار گیرند و حتی در برابر سایر بیماری های روانشناختی نیز واکسینه شوند!
تفاوت های روانکاوی با سایر روش های درمانی
در رابطه با تفاوت روانکاوی می توان به مورد اساسی اشاره کرد.
تمرکز بر احساسات و چگونگی بیان آنها. این نوع درمان به بررسی طیف گسترده ای از احساسات فرد می پردازد.
شناسایی الگوهای و موضوعات تکراری در افکار، احساسات و رفتارها. در بعضی موارد، مردم از چنین اقدامات تکراری آگاهی دارند، اما ممکن است نتوانند این الگو های ناسالم یا مخرب را ترک کنند.
تاکید بر صحبت کردن درباره تجارب گذشته. این نوع درمان روانکاوی به بیمار کمک می کند تا گذشته خود را کشف کند و درک کند که گذشته وی چگونه بر آینده و حال او تاثیر می گذارد.
شناخت و بررسی روابط بیمار با سایر افراد. از طریق فرآیند درمان، بیماران قادر به بررسی روابط خود با دیگران، هم در زمان حال و هم در گذشته خواهند بود.
کشف زندگی خیالی بیمار. این نوع درمان به بیمار اجازه می دهد خواسته ها، احساسات و آرزو های خود را به سادگی به زبان بیاورد.

فهرست